آنگاه كه نيلوفرهاي بركه وفا پرپر شدند
و گلبرگ هاي عهد تو خشكيدند
ياسهاي وحشي لبخند تلخي زدند
و تو مرا از ياد بردي
آنگاه كه ابرها
اشكهايشان را نثار آدميان كردند
تا بذر محبت جوانه بزند
زير چتر سياه خود نهان شدي و مرا از ياد بردي
ديگر به فلك شكايتي نخواهم كرد
بر لب همان بركه طلايي
كه روزي نيلوفرهاي عشق در آن مي روييدند
خواهم رفت و خواهم گفت
من نيز تو را از ياد خواهم برد
نوشته شده توسط هيچكس در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 18:3 | لینک ثابت |


