برو اي دوست برو
برو اي دختر پالان محبت بر دوش
ديده بر ديده ي من مفکن و نازم مفروش
من دگر سيرم، سير به خدا سيرم از اين عشق دو پهلوي تو پست
حيف ز آن دامن پاکي که تو را پروردست
کم بگو جاه تو کو؟ مال تو کو؟ برده ي زر!
کهنه رقاصه ي وحشي صفت زنگي خر!
گر طلا نيست مرا، تخم طلا، مردم من
زاده ي رنجم و پروده ي دامان شرف
آتش سينه صدها تن دلسردم من
دل من چون دل تو صحنه ي دلقک ها نيست
ديده ام مسخره ي خنده و چشمک ها نيست
دل من مامن صد شور و بسي فرياد است
ضربانش جرس قافله ي زنده دلان
طپش طبل ستم کوفتگان
چکش مغز ز دنياي شرف روفتگان
نوشته شده توسط هيچكس در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 16:51 | لینک ثابت |


